تبليغاتX
سایه روشن

حسی آمیخته با غرور مرا فراگرفته. حس غرور به آبهایی که شاهد به تمدن نشستن اجدادمان بوده اند. آبهایی که به آن احساس قرابت می کنیم. ما از همین آبیم و از همین خاک و این آب و خاک از آن ماست. خلیج عزیز٬ تاریخ اثبات می کند این واقعیت را . و هیچ آب و خاکی منکر نتوان شد این اصالت را. 
پر برکت باشی و فیروزه ای
    خلیج تا ابد پارس

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 23:55  توسط سوده کریمی  | 

 

دهمین جشنواره ی تئاتر دانشگاهی ایران_تهران همچنان بازارش داغ است. و بسیاری ها با داشتن بلیت و یا کارتهای ویژه، پشت درهای بسته بسر می برند. سالنها کوچک است و ازدحام بسیار.هنگامی که با هزار زور و زحمت موفق می شوید از درب ورودی سالن عبور کرده وبه داخل پرت شوید(البته با ارئه ی بلیتی که نشانه ی شخصیت شماست)، هر چند که شما در ردیف جلو قرار گرفته باشید، با این حال با صحنه ی با شکوه سالنی مواجه می شوید که اندک صندلیهای آن از حضور مهمانان مشتاق و البته ویژه، پر شده است؛ که انگار در دلشان به وضعیت ورود شما میخندند. البته از طرفی جای بسی خوشحالیست که در این رکود بازار اهالی تئاتر، سالنهای نمایش با خیل عظیم جمعیت در پشت و جلوی درهای ورودی مواجه شوند.اما این واقعا بی انصافیست که شما دانشجو باشید آن هم دانشجوی هنر و نتوانید حداقل در این یک هفته ی پر جنب و جوش تئاتری،نمایشهایی را که دوست دارید ببینید. چه کسی بود که میگفت تئاتر برای همه؟؟؟ فکر نمیکنم این سالنهای کوچک حتی بتوانند جوابگوی خود تئاتریها باشند چه برسد به ما! از طرف دیگر ضعف مدیریت در توزیع مناسب بلیتها، و البته با فرهنگی ما اهالی فرهنگ و ادب! درتشکیل صفهای طویل و نیز تعداد کم اجراهای هر نمایش و بسیاری از عوامل دیگر چون ملاک ارزیابی کارها و... که نیازمند امر کارشناسی به صورت حرفه ایست و ما به خود اجازه نمیدهیم که پا در کفش بزرگان بکنیم، سبب شده اند که این جشنواره هم، خالی از اشکال نباشد و از برخی جهات مخاطبش را اذیت کند.

در اینجا لازم می دانم که به سوره ای ها به خاطر حضور شان در جشنواره خسته نباشید عرض کنم. خصوصا به خاطر اجراهای روزسه شنبه؛ که واقعا روز بچه های سوره بود.یکی از این کارها "آخرین تبسم شاهانه ی مهتاب" نام داشت. به نویسندگی مهدی افشار قهرمانی (بر اساس یرما از لورکا) و کارگردانی آرمین بشرویه، معصومه نزل آبادی و روزبه ناصری. که در پلاتوی مرکزی سینما تئاتر به اجرا درآمد و اجرای زیبایی داشت. یک تئاتر پر جنب و جوش، با ریتمی نسبتا تند و انتخاب موسیقی های زیبا و بجا،به همراه بازیهای قوی؛ خصوصا بازی بسیار زیبای مهسا ایرج پور در نقش یرما. کار دیگری که سوره ای ها به اجرا درآوردند،کاری بود به نام "مادر" به نویسندگی فرانکا رامه و داریوفر و کارگردانی استاد شکوفه ماسوری؛ که در تالار اصلی مولوی اجرا شد. این نمایش تنها دو بازیگر داشت که خوب هم بازی می کردند. اما مونولوگهای زیاد نقش مادر، فضای بزرگ و خالی صحنه ی تالار مولوی، استفاده ی بسیار کم از موسیقی و اینکه صحنه در طول پنجاه دقیقه اجرا اصلا عوض نشد،باعث می شدند که مخاطبی مثل من کمی خسته بشود. البته من به عنوان کسی که فقط تئاتر را دوست دارد و رشته اش مدیریت فرهنگی و هنریست، این را می گویم. شاید اهالی تئاتر چیز دیگری بگویند.به هر حال به گروه نمایش کار مادر هم خسته نباشید می گویم. کار دیگری نیز به اسم"راهبان مجسمه های گچی" با نویسندگی مهدی افشار قهرمانی و کارگردانی مینا صفدری، در روز دوم جشنواره به اجرا درآمد که من متأسفانه موفق به تهیه ی بلیت برای تماشای این کار نشدم.

اگر می خواهید از برنامه ی مابقی جشنواره به طور دقیق باخبر شوید، به اینجا سری بزنید.

و اگر مایلید که از برنامه های این دوره ازجشنواره ی تئاتر دانشگاهی دیدن فرمائید، لازم میدانم به چند نکته ی مهمی که به شخصه و در طی این سه چهار روز جشنواره تجربه کرده ام، اشاره ای بکنم:

ابتدا از روی جدول، برنامه ی مورد نظر خود را انتخاب کرده و سپس به فکر تهیه ی بلیت باشید. برای این منظور به روی دوست و آشنا هیچ حساب نکنید چون اینجور مواقع شما را نمی شناسند. بهترین کار این است که اول کارت دانشجویی خود را بردارید ویک ساعت قبل از شروع اجرا در محل حاضر شوید و با ارئه ی کارت دانشجویی، بدون منت، بلیت نیم بها(یعنی 750 تومان) تهیه کنید. راستی این را هم بگویم که خیلی مهم است مخصوصا برای خانمها. ترجیحا کفشهای نو به پا نکنید که بعدا پشیمان میشوید و در کل لباس راحت بپوشید و خاکی باشید. زیرا احتمال اینکه جلوی صحنه روی زمین بنشینید زیاد است. حتما حتما حتما موبایلهایتان را خاموش کنید.

و در آخر گله و شکایتی دارم از دانشجویان رشته ی مدیریت فرهنگی هنری دانشگاه سوره که ظاهرا این اتفاقهای مهم هنری را جدی نمیگیرند. ما می بایست که بدانیم روند رخدادهای فرهنگی هنری جامعه مان، به چه سمت و سویی در حرکت است. بنابراین دوستان عزیز هم رشته ای، حضور دانشجویان مدیریت فرهنگی هنری، در چنین مراسم و جشنواره هایی بسیار حائز اهمیت است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اردیبهشت1386ساعت 2:20  توسط سوده کریمی  | 

بر سر در سازمان ملل متحد چه خوش نوشته اند و چه زیبا گفته است استاد مسلم زبان و ادب پارسی٬ سعدی شیراز که:
بنی آدم اعضای یکدیگرند                           که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار                       دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی                     نشاید که نامت نهند آدمی
اول اردیبهشت (۶۵۶ه ق) ٬ روزی که شیخ اجل همگام با بهشت طبیعت٬قدم در راه بوستان و گلستانی ابدی نهاد٬ بلاشک روزی ستودنیست.
گل همین پنج روز و شش باشد                 وین گلستان همیشه خوش باشد
نیک بنگریم درمیابیم که سعدی شیراز٬به همه ی زمانها و همه ی مکانها متعلق است.چرا که او پرچمدار بحق اخلاق گرایی و انسان مداریست و آوازه ی جهانی سخن شیرین سعدی از همین روست.
پاس می داریم این روز بزرگ را و به یادش از بوستانش ورقی می بریم:

همه عمر برندارم سر از این خمار مستیتو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتدچه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکننظری به دوستان کن که هزار بار از آن بهدل دردمند ما را که اسیر توست یارانه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هرجابرو ای فقیه دانا به خدای بخش ما رادل هوشمند باید که به دلبری سپاریچو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشدگله از فراق یاران و جفای روزگاران که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستیدگران روند و آیند و تو همچنان که هستیتو چو روی باز کردی در ماجرا ببستیکه تحیتی نویسی و هدیتی فرستیبه وصال مرهمی نه چو به انتظار خستیتو که قلب دوستان را به مفارقت شکستیتو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستیکه چو قبله ایت باشد به از آن که خود پرستیچه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستینه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

+ نوشته شده در  شنبه 1 اردیبهشت1386ساعت 1:44  توسط سوده کریمی  |